جنگ نرممبارزه با جنگ نرم |
نگاهي به فيلم هاي ساخته شده بخصوص در دهه اخير در هاليوود بيانگر اين نکته است که صنعت سينمايي آمريکا توجه خاصي به اين نوع عرفان ها دارد و درصدد حمايت جدي از آنهاست. يک دهه پيش، فيلم هايي با موضوع فراماسونري و ايلومناتي بسيار نادر بودند. اما در دهه گذشته چرخش بزرگي صورت گرفته است. مردم جهان شاهد فيلمهاي پرفروشي از هاليوود هستند که اين انجمن هاي برادري، در مرکز داستان آنها قرار دارند. نماد هاي قابل فهم آنها به وفور در فيلم ها مشاهده مي شود و حتي برخي از داستان هاي تاريخي آنها بيان مي شود. چرا اين جوامع مخفي خودشان را براي غالب سينماروها، که شايد حتي از وجود آنها اطلاعي نداشته باشند، آشکار مي کنند؟ آيا پنهان کاري، يک عنصر مهم و ضروري براي بقاي اين جوامع نيست؟ به نظر تغييري بزرگ در استراتژي ارتباطات اين جوامع برگزيده، در حال وقوع است. ظهور عصر ديجيتال، که در آن هر فردي مي تواند محتوايي توليد و آن را منتشر کند، پنهان کاري چنين جوامعي را ناممکن ساخته. وب سايت هاي مولف، کتاب ها، فيلم هاي مستند و سينمايي و ديگر رسانه ها، بسياري از رازهاي فراماسونري و ديگر جوامع مخفي را فاش کرده اند. اطلاعاتي که تنها در کتاب هاي کمياب و انحصاري يافت مي شد، اکنون تنها با يک جستجو در گوگل قابل دسترسي است. حتي بعضي موضوع اين فيلم هاي برنامه ريزي شده، با محوريت عرفان هاي كاذب نوظهور و آخر الزماني است تا مخاطبان خود را تحت تاثير ` معنويت بدون خدا ` قرار دهد. در اين فيلم ها جريان هاي عرفانهاي غير ديني براي مخاطب به گونه اي جلوه داده بايد دانست اساسا اين فرقه هاي معنوي البته اگر بتوان آنها را معنوي توصيف كرد ، خود را جانشين خدا ساخته و ذهن مخاطبينشان را معطوف به معاني غير عقلايي ، تخيلي و انبوهي از خرافات ميكنند.فرقه هاي خود را جانشين دين ميكنند و در پي آن به نوعي گسست اجتماعي و رواني در كنار گسست معنوي جامعه كمك ميكنند.اين پديده باعث مي شود تا اعضا احساس تعلق خاطر در زمينه هاي مختلف را به يكباره با گرايش به رئيس و سازنده فرقه جايگزين نموده و به نوعي حصار كشي شخصي در حوزه فكر و عمل سياسي و اجتماعي دست بزنند.البته اين درست است كه فرقه ها نقش عمده اي در رويدادهاي سياسي جهان ايفا نميكنند اما همواره به عنوان كاتاليزورهاي فرعي دامنه اي گسترده از آسيب پذيري اخلاقي و معرفتي در جامعه را پديد مي آورند. از ديگر آسيب هاي جدي فرقه گرايي و در حقيقت گسترش خرافه گرايي به عنوان يک پديده اجتماعي، علاوه بر اينکهارزش ها و اعتقادات ديني يک جامعه را در معرض تهديد و چالش قرار مي دهد، از طرفي سبب سطحي نگري در فرهنگ عمومي و نهادهاي آن در اجتماع مي شود.
ماسونها از ميزان اطلاعاتي که غير ماسون ها از اين جوامع دارند، حيرت زده مي شوند. وجود اين گونه محققان فراماسونري که خودشان وارد اين انجمن ها نشده باشند، کمي پيش از اين بسيار نادر بود.
ميشود، تا بتوانند با تكثير و توزيع اين آثار سينمايي به جريان اصيل مهدويت حمله كنند.در سينماي هاليوود كه بخشي از آن به روابط نامشروع
انسانها تعلق داشته اينك 30درصد از آثار توليدي براي القاي عرفان هاي كاذب نوظهور در نظر گرفته شده است. در واقع با گسترش انقلاب اسلامي در سطح جهان اينك عصر جديد در قرن بيست و يكم به عصر معنويت مشهور شده و گرايش به معنويت در بين مردم جهان براي فرار از جهان عقلانيت محض علم گرا شدت يافته و به همين دليل دنياي استكباري به دنبال ترويج عرفان هاي خرافاتي و ضد ديني است.پس از فروپاشي شوروي و ماركسيسم در سطح جهان، اينك صهيونيست ها به دنبال ارائه مكتب يهوديت باستاني`كابالا ` هستند و در اين راه بسياري از چهره هاي شناخته شده اقتصادي،
هنري ،بازيگران سينما و فوتباليست هاي مشهور را براي تبليغ اين تفكر به خدمت گرفتند.طبق برخي آمارها هاليوود سالانه 700 فيلم سينمايي با موضوع عرفانهاي نوظهور توليد مي كند .
خرافهپرستي مي توان به مخدوش شدن چهره عرفان اصيل ديني و حتي ايجاد بدبيني به خود دين، ايجاد روحيه انزواطلبي و جامعه گريزي در افراد و دور کردن آنها از انجام وظايف و تعهدات فردي و اجتماعي، تشويق و ترغيب افراد به انجام افعال خلاف شرع، قانون ، عقل و يا عرف و همچنين از هم پاشيدن کانون خانواده و ايجاد نزاع و درگيري بين افراد و اقوام، اختلال در نظم جامعه، ميدان يافتن افراد شياد و فريبکار، ايجاد يأس، انفعال و سرخوردگي در جامعه دانست.
نوشته شده توسط مبارز در ساعت . - لينک ثابت
درباره ي ما

اطلاع رسانی به همه ی عاشقان میهن
موضوعات
ديگر ياوران
نوشته هاي پيشين
آخرين نوشته ها
ديگر امکانات